اسكندر بيگ تركمان
26
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
بيه پس و ايامى در خطهء لاهيجان روزگار گذرانيده نزد مولانا شمس الدين لاهيجى قرائت قرآن مجيد فرمود و كاركيا ميرزا على و كاركيا سلطانحسن برادرش متكفل خدمت بودند ، بين الجمهور مشهور است و در تاريخ جهان آرا مسطور كه در اوايل حال مكررا از جانب امير زاده رستم پادشاه تركمان كسان بطلب آن در گرانمايه درياى بختيارى بگيلان آمدند و كاركيا ميرزا على بمعاذير دلپذير عاقلانه تمسك جسته فرستادگانرا معاودت ميداد تا آنكه اختلال باحوال سلاطين زادهاى تركمان اولاد و احفاد پادشاه مرحوم حسن پادشاه راه يافته به يكديگر مشغول شدند و چندان شورش و دو هوائى در ميانهء آن طبقه وقوع يافت كه بمخاصمت ديگرى نپرداختند از مدت اقامت آن حضرت آمد شد صوفيان و ارباب ارادت از درگاه كرامت پناهش خالى نبود در اوان نشو و نما گاهى بنشاط شكار مشغولى نموده در سمام و اشكور و منزهات آن ولايت سير ميفرمود و هميشه نقش جهاندارى بر لوحهء ضميرش نگاشته شاهين بلند پرواز همت به قصد صيد عقاب مملكت در پرواز ميآورد . بيت بعزم قوى همتش يار بود * در آن كار بختش مددكار بود بخاطر حديث جهانداريش * ز دادار دارنده بد ياريش بدل بودش از آتش داد و دين * ز روز ازل بود فكرش همين چون اخبار شورش و برهمزدگى دولت سلاطين آق قوينلوى تركمان قرع سمع خاقان سليمان شأن گرديد رأى جهان آرا اقتضاى بيرون آمدن از گيلان كرد كاركيا ميرزا على بتواضعات ميزبانانه و ملاحظهء حزم و احتياط دولتخواهانه از آن اراده مانع آمده اظهار نمود كه هنوز غنچه گلشن سراى دولت را هنگام شكفتن نيست ، يعنى نواب عالى را به جهت حداثت سن و كثرت اعدا و قلت اعوان و انصار وقت ظهور و خروج نرسيده چند گاه ديگر با زمانه سازگار گردند كه اسباب اين مطلب عليا بدستيارى كاركنان تاييد نيكوتر سرانجام يابد ، آن حضرت چندگاه ديگر بمراعات خاطر كاركيا توقف نمود تا آنكه در شهور سنهء ست و تسعمائة كه ميانهء سلطان مراد بن يعقوب و ميرزا الوند بن يوسف ميرزا نبيرههاى حسن پادشاه تنازع بود و بالاخره مصالحه اتفاق افتاده ممالك ايران ميانهء هر دو عمزاده انقسام يافت خاقان سليمان شأن كه مدت اقامتش در گيلان بشش سال و نيم رسيده بود و زياده از آن مصابرت در حوصلهاش گنجايش نداشت بالهام ملهم غيبى بخروج از آن ملك عازم و جازم گشته كاركيا را وداع نموده با معدودى از خدمتكاران و هواخواهان عقيدت گزين جان سپار - بساعتى كه تفاخر كند بدان ايام - روى توجه به مقصد آورد و كاركيا ميرزا على آنچه دست مكنتش به آن ميرسيد پيشكش كرده خدمات لايقه بتقديم رسانيد و چند فرسخ مشايعت نموده ريش سفيدان دولت قاهره را كه در ملازمت آن سرير انجمن اقبال بودند وصاياى ارجمند نموده در ضمان امان حضرت ملك منان روانه مطلب ساخت ، اما در آن سال در قريهء ارجوان از ولايت آستارا از هجوم جنود برد و سرما طرح قشلاق انداخته جماعت طوالش متكفل خدمت گشتند و در اول بهار كه زمانه چون رياض اميد هواخواهان دودمان صفوى از رشحات سحاب الطاف الهى طراوت و خرمى يافت از يورت قشلاق در حركت آمده ديگر باره بدار الارشاد اردبيل تشريف آورده نخست به زيارت روضهء مقدس حضرت سلطان الاولياء و مراقد متبرك آباء عظام فردوس مقام مشرف گشته در آن مكان شريف كه محل استجابت دعا و مهبط فتوحات عالم بالاست حصول مطالب عليا كه در باطن حق گزينش رسوخ داشت از حضرت بارى عز اسمه مسئلت نمود . بعد از آداب زيارت و مشاهدهء انوار